بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

نیم فضاها The half-space : قسمت سوم

قانون مثلثات در نیم‌فضاها

یک حرکت افقی یا عمودی از حرکت قطری(با اثر یکسان) مسیر کوتاه‌تری دارد.البته این موضوع همیشه برقرار نیست ولی زمینه‌ساز مسائلی دیگر است.وقتی یک تیم با ترکیب ۴-۲-۴ حمله می‌کند،مهاجمین خود را در دسترس حریف قرار می‌دهد(با قرار دادن آن‌ها بین خط دفاع و خط هافبک حریف).اما اگر مهاجمین جمع‌تر بازی کنند،وینگرها در یک موقعیت میانی قرار می‌گیرند.

در این حالت وینگرها بین موقعیت اصلی خود و موقعیت مهاجم نوک قرار دارند و به جای اینکه بین دو بازیکن حریف باشند،بین ۴ نفر قرار دارند.پس در ظاهر این کار دفاع حریف را آسان‌تر می‌کند و فشاری را بوجود می‌آورد که ضروری نیست.اما در واقعیت اتفاق عکسی رخ می‌دهد.چرا که حریف باید مسیر طولانی‌تری را طی کند تا به وینگری برسد که در موقعیت میانی قرار دارد.

بیاید یک مثال ریاضی بزنیم:

در همین حالت گفته شده،خط دفاع و خط هافبک حریف از هم ۱۰ متر فاصله دارند و ۴ مهاجم در وسط این فاصله هستند.یعنی با هر یک از بازیکنان حریف ۵ متر فاصله‌ی عمودی و با هم‌تیمی‌های خود ۱۰ متر فاصله‌ی افقی(در راستای عرض زمین) دارند.

برای ساده کردن مثال فرض کنید،دیدن به عقب همان سرعتی دارد که دویدن رو به جلو دارد.

ما وینگرهای حریف را به سمت داخل می‌آوریم و فول‌بک‌های حریف را سر جای خود نگه می‌داریم.ما فرض می‌کنیم این وینگر به اندازه‌ی ۵ متر به داخل آمده‌اند.با این کار وینگرها و فول‌بک‌های حریف نباید ۵ متر جابجا شوند.بلکه باید حدود ۷/۰۷۱۰۶۷۸ متر جابجا شوند.پس حدود دو متر افزایش فاصله،به وینگر تیم مالکِ توپ،زمان و فضای کافی برای عکس‌العمل می‌دهد.

اما باز هم این سوال پیش می‌آید : مزایای نیم‌فضا در این مناطق چیست؟
در یک موقعیت مرکزی،اگر حریف رو به جلو حرکت کند،مهاجم نمی‌تواند به مسیر خود ادامه دهد و اگر حریف بازیکنان کناری خود را جمع کند،مرکز زمین پوشش داده شده و مسیر پاس مستقیم به کناره‌ها بسته می‌شود.

نیم فضا
پاس از خط هافبک به مهاجم.در این حالت نه تنها ساختار حریف حفظ می‌شود بلکه مدافع نیز مسیر کوتاه‌تری برای طی کردن دارد و می‌تواند دریافت‌کننده‌ی توپ را به کناره‌ها ببرد.

پس در اینجا،مدافعین شیفت می‌شوند و ساختار خود را بازیابی می‌کنند.در این شرایط هیچ بازیکنی در کانال کناری نیز نمی‌تواند در موقعیت میانی حضور یابد.
اما در نیم فضا بازیکن مرکزی که از موقعیت خود خارج شده به مدافعین اجازه‌ی کنترل حرکت را نمی‌دهد.همانند شرایط قبلی،کانال‌های کناری باز است و کنترل آن راحت‌تر.

نیم فضا
در اینجا میدان دید به سمت دروازه است و فول‌بک سمت راست فضای بیشتری برای حرکت دارد و ساختار دفاعی حریف تا حدی بهم ریخته است.

علاوه بر این،حریف بر مرکز زمین مسلط نیست و دینامیکِ آزادی برای حرکت وجود دارد.پاس lay-off در منطقه‌ی میانیِ نیم‌ فضا،نزدیک‌ترین بازیکن مرکزی را از موقعیت خود با خالی کردن فضای پشت خود،بیرون می‌آورد.این یعنی بازیکنی که توپ را دریافت می‌کند،میدان دیدی هم جهت بازیکن مرکزی دارد.این کار حریف را به پرسی وادار می‌کند که به نفع آن‌ها نیست.پس بازیکن صاحب توپ با توجه به مزایای منطقه‌ی مرکزی،گزینه‌های زیادی برای پاس دادن دارد.اتلتیکو مادرید و ردبول سالزبرگِ اشمیت معمولاً از مزایای این ساختار استفاده می‌کردند.

مقابل دفاع سه نفره اوضاع فرق دارد.در شرایط به خصوصی امکان دارد که سه مدافع،دو کانال را باز کنند.

این نوع موقعیت‌یابی مشکلات دیگری را از لحاظ تاکتیکی برای حریف بوجود می‌آورد.بارسلونا از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ با سه مهاجمی کار می‌کرد که در منطقه‌ی میانی و نیم‌ فضا ایفای نقش می‌کردند و به همین دلیل در دو فصل توانستند با گواردیولا قهرمان چمپینز لیگ شوند.هانری،مسی(یا اتوئو)،ویا و پدرو از کانال‌های کناری به سمت کانال‌های باز شده حرکت می‌کردند.هر سه این مهاجم‌ها،می‌توانستند مدافعین را جمع کرده تا فول‌بک‌ها اضافه شوند.

برای پایان کار،یک مثال ساده می‌زنیم.فرض کنید که حریف با ساختار ۱-۱-۴-۴ دفاع می‌کند.به دلیل جایگیری فول‌بک‌ها و مهاحمین گاهی این ساختار به جای ۲-۴-۴ به ۲-۲-۶ تبدیل می‌شد.جایی که ژاوی و اینیستا به نیم‌ فضا های دفاعی و هجومی می‌رفتند.چرخش توپ آن‌ها باعث می‌شد که دو هافبک شماره ۶ حریف زیاد بدوند و به دلیل حضور بوستکس آن‌ها همیشه یک بازیکن آزاد داشتند.

این موضوع با توجه به جایگیری‌های مختلف دو شماره ۸ بارسلونا،پاس‌کاری آن‌ها و انعطاف‌پذیری وینگر و فول‌بک‌ها متفاوت بود.که این بازیکنان کناری گاهی بالا بودند و گاهی نزدیک به دروازه،گاهی جمع بودند و گاهی عریض بازی می‌کردند.در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۰ بود که شماره ۹ بارسلونا(شماره از لحاظ انجام وظیفه)،مسی،برای بازی‌سازی عقب می‌آمد و در یک سوم میانی و نیم‌ فضا ها برتری عددی ایجاد می‌کرد.

ترس مدافعین از گرفتن مسی-همانطور که گواردیولا گفته بود-به دلیل حضور وینگر‌ها در عمق بود.وینگرهای بارسلونا دست‌های ۴ مدافع حریف را بسته بودند،وقتی که قصد حرکت بین فول‌بک‌ها و مدافعین مرکزی را داشتند.فضایی که به دلیل جلو آوردن یک مدافع توسط مسی بوجود می‌آمد به وینگرها این اجازه را می‌داد.

جمع کردن مدافعین و کشیدن آن‌ها به منطقه‌های خاص باید در بطن کار دیده شود.این نوع استفاده از نیم‌ فضا ها بسیار جالب است که بارسلونای گواردیولا آن را نشان داد.این تفاوت‌ها در استفاده از نیم‌فضاها در حمله،آن هم توسط مسی و اینیستا،یک جنبه‌ی تاکتیکی دیگر را بوجود می‌آورد.

شیفت کردن بازی بین دو نیم‌ فضا

در دوران گواردیولا،مسی و اینیستا در نیم‌فضاها بین گپ خط هافبک حریف حضور داشتند.یک خط جلوتر از آن‌ها ویا و پدرو حضور داشتند.در پاس‌کاری،آن‌ها اجازه می‌داند که توپ به پست آن‌ها برود و یا آن را در فضای خالی مقابل خود دریافت می‌کردند.از آنجایی که مسی و اینیستا به در نیم‌ فضا های خط هافبک بودند،ژاوی و بوستکس را به عنوان گزینه‌ی پاس در میانه‌ی زمین داشتند.به همین دلیل،بارسلونا می‌توانست توپ را بین دو نیم‌ فضا شیفت دهد که تاثیر زیادی در نحوه‌ی بازی آن‌ها داشت:

یک پاس به نیم‌ فضا تیم حریف را به آن سمت می‌کشاند.بازیکنان کلیدی در این نقطه سعی در دسترسی به توپ داشتند و چون وینگر حریف با فول‌بک بارسلونا درگیر بود،یکی از بازیکنان مرکزی حریف باید فضای آزاد را پوشش می‌داد.با یک پاس رو به عقب ژاوی دو گزینه داشت.پاس عمقی به کانال مرکزی یا پاس به نیم‌فضا،جایی که مسی درآنجا حضور داشت.همچنین او می‌توانست توپ را به بوستکس بدهد تا پاس عمودی برای مسی فراهم شود.

نیم فضا
ورود اینیستا برای نیم‌فضا هم می‌تواند برای کارهای ترکیبی باشد و هم فضا را در سمت دیگر باز می‌کند.در هر دو صورت نیم‌فضا کار را برای حریف سخت می‌کند.چه از لحاظ باز کردن فضا وچجه از لحاظ باز کردن مسیرهای پاس

بار دیگر بگوییم که استفاده از نیم‌ فضا امری حیاتی است چرا که بازیکنان مرکزی را جمع می‌کند.با پاس به کانال کناری بلوک‌های پرس حریف باقی می‌ماند.با پاس به مرکز زمین دو هافبک دفاعی حریف به موقعیتی که باید باشند برمی‌گردند.نیم‌ فضا یک تاثیر مهم در میانه‌ی زمین دارد که آن را به منطقه‌ای مهم از نظر استراتژیکی و موقعیت‌سازی تبدیل می‌کند.

از نظر تئوری،یک فرد می‌تواند ادعا کند که نیم‌ فضا از مرکز زمین نیز مهم‌تر است.در نیم‌فضا مرکز زمین و کانال کناری به عنوان گزینه‌ی پاس موجود هستند.اما در مرکز زمین فقط دو نیم‌ فضا وجود دارند که نتیجه‌ی این دو نیم‌فضا نیز واضح است.مسیر آزاد به سمت دروازه.شیفت کردن مستقیم از یک نیم‌فضا به نیم‌فضای دیگر نیز تاثیرگذار است.بایرن مونیخ در دوران هاینکس و گواردیولا از ریبری و روبن(خصوصاً در بازی مقابل سیتی) برای انجام این کار استفاده می‌کرد.

شیفت کردن از یک نیم‌فضا به نیم‌ فضای دیگر،دیدِ جدیدی را به تیم می‌دهد و فاکتورهای استراتژیکی جدیدی را اضافه می‌کند.توپ که از یک منطقه عبور کند(برای مثال از مرکزی زمین به نیم‌ فضا یا از نیم‌فضا به کانال کناری) تیم حریف را زیاد شیفت نمی‌دهد و از آن طرف اگر سه منطقه را رد کند(از نیم‌فضا به کانال کناری یا از دو وینگ به یکدیگر) زمان زیادی را به حریف برای شیفت کردن می‌دهد.زمانی که در طول زیاد پاس برای حریف خریده می‌شود در شیفت کردن از یک نیم‌ فضا به نیم‌فضای دیگر،وجود ندارد.بازیکنی که پاس می‌دهد و بازیکنی که پاس را دریافت می‌کند از هم دور نیستند و می‌توانند پاس زمینی یا چیپ بدهند که اگر بادقت باشند کار سختی نیست.علاوه بر این حریف باید سریعاً دست به عمل شود تا از گپ‌های موجود برای پاس عمودی استفاده نشود.

تعویض بین این دو منطقه بهترین روش به نظر می‌رسد.چه بسا در مرکز زمین برای گذشتن از دو منطقه باید به کناره‌ی زمین پاس دهید که از لحاظ منطقه‌ای ارزش کمتری دارد.پاس از کانال کناری به مرکز زمین شاید راحت باشد اما به دلیل جنبه‌های استراتژیکی حریف اجازه‌ی شیفت کردن را شاید ندهد چرا که در کناره‌ی زمین شما محدود هستید.هر چند که پاس به کناره‌ی زمین توسط بایرن و بارسلونا و رئالِ زیدان استفاده می‌شود تا حریف به آن سمت برود و مهاجمین در سمت دیگر بتوانند با آزادی عمل بیشتری حمله کنند.حتی در این شرایط وینگر نیز به نیم‌فضا می‌آید و خود را به عنوان گزینه‌ی پاس معرفی می‌کند.

شیفت کردن بین دو نیم‌فضا از لحاظ استراتژیکی بسیار مهم است.چرا که توپ بین دو منطقه‌ای شیفت شده است که از نظر آزادی عمل و تاثیرگذاری مشابه هستند.حتی می‌توان ادعا کرد که شیفت کردن از یک طرف به طرف دیگر،عملی مفید نیست(به دلیل پیچیدگی تاکتیکی،ایزوله کردن کانال‌های کناری توسط حریف و فشار بر این مناطق).هر چند که شیفت به نیم‌فضا در سمت دیگر،کاری امکان‌پذیرتر است.

که مرکز زمین،رفتن به منطقه‌ی سوم را به شما پیشنهاد نمی‌کند.همچنین شیفت عقب‌گرد از یک نیم‌ فضا به نیم‌فضای دیگر(یا از یک وینگ به وینگ دیگر) کاری دشوار است.گفتیم که شیفت بازی نیز از کانال کناری کار سختی است چرا که فضای محدودتری را در اختیار دارید.هر چند که شیفت عقب‌گرد از نظر تاکتیکی،روانی و استراتژیکی در مقابل تیم‌هایی مبتنی بر توپ و یا نفر به نفر دفاع می‌کنند مزایای زیادی دارد.
به طور که شیفت عقب‌گرد در فوتبال کمتر به کار می‌رود و نادیده گرفته شده است.

همچنین،شیفت کردن در نیم‌ فضا از نظر کیفیت و کمیت ارزش زیادی دارد.همین موضوع درباره‌ی چرخش موقعیت‌ها و برتری عددی در نیم‌فضا نیز صدق می‌کند.


رفتن به : قسمت اول —– قسمت دوم —– قسمت سوم —– قسمت چهارم


فوتبال آنالیز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 2 =