بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

چرا نباید مربی‌ها را مجبور به تغییر استایل کنیم؟ -قسمت سوم

چرا نباید مربی‌ها را مجبور به تغییر استایل کنیم؟

قسمت سوم


منتقدان و خبرنگاران انگلیسی پپ را به خودخواهی و یک‌دنده بودن در عدم استفاده از روش انگلیسی خطاب می‌کردند.او تصمیم داشت تا جذاب بازی کند و نه فقط نتیجه‌گرا.ترجیح پپ به بازی‌سازی از عقب بود تا رساندن سریع توپ به خط حمله.اعتقاد او به دروازه‌بانی بود که بازی با پای خوبی داشته باشد.به همین دلیل براوو را به جای هارت به سیتی آورد.او به عملکرد یک فلسفه اعتقاد دارد و نه سرکوب کردن آن.این موضوع نظرات دوقطبی را ایجاد کرد.انگلیسی‌ها معتقد بودند که با این روش پپ،نتیجه گرفتن در یک روز سرد بارانی در استوک،غیرممکن است.

آن‌ها می‌خواستند لیگ،یک نفر را تغییر دهد.با علم به اینکه آن یک نفر غیرقابل تغییر است.به همین دلیل او را خودخواه می‌دانستند.پپ اسب سرکش فوتبال است و آن‌ها میخواستند لیگ انگلیس او را رام کند.البته که کله‌خراب کاتالانی به این راحتی‌ها شکست نمی‌خورد.با توجه به باخت‌ها،او راه خود را باز هم ادامه داد.اما چرا؟

استایل

حفظ استایل مربیگری در مقابل شکست‌ها خودخواهی نیست،بلکه قابل تحسین است.این کار احترام به بازیِ زیبا را اثبات می‌کند.نتیجه‌های کوتاه مدت درک ما را از موفقیت تغییر می‌دهد.هر بازی فرصتی است تا ما مدل بازی را تغییر دهیم نه استایل را . استایل مربیگری هرگز نباید و نمی‌تواند که اصلاح شود.این همان DNA است که به رگ‌های تیم تزریق می‌شود.این همان شخصیت ما با تمام نقاط قوت و ضعف است.تفکرات و نظرات ما.این استایل همان بیان هنر ماست.غیرممکن است که بخواهیم آن چیزی که هستیم را تغییر دهیم.نه تنها اجبار مربی به تغییر تاکتیک غیرواقعی است،بلکه به رشد فوتبال نیز ضرر می‌زند.

رشد تاکتیکی در فوتبال یک مبحث جدا است اما دوست دارم که نگاهی به چگونگی این رشد داشته باشیم.در روزهای ابتدایی فوتبال،ترکیب‌هایی مثل ۶-۲-۲ را می‌دیدیم.بعدها ۳-۳-۳-۱ و ۴-۴-۲ و ۴-۱-۲-۳ نیز دیده می‌شد.امروزه هر مربی به این ترکیب‌ها می‌خندد.

از اینجا می‌فهمیم که فوتبال در حال پیشرفت،پروسه‌ای خلاقانه و هنری است که اهداف خود را دنبال می‌کند.همانند هر سیستم دیگری،فوتبال از طریق تغییرات و انقلاب‌های صورت گرفته،پیشرفت می‌کند.برای این کار باید راه ایده‌ها و خلاقیت‌های جدید را به ذهنمان باز کنیم.تنها در صورتی فوتبال نوینی پدیدار می‌شود که دیگ مذابی از فلسفه‌ها و استایل‌ها را داشته باشیم.

همانطور که از تجربه‌ام درباره‌ی در موزه‌ی پیکاسوی بارسلونا صحبت کردم،نمی‌توانستم نظر خاصی را درباره‌ی نقاشی‌ها به یاد بیاورم.مردم در حال رویت تصویرها به این طرف و آن طرف می‌رفتند و می‌گفتند “این تصویر مورد علاقه‌ی من است.” یا “این تصویر را دوست دارم اما آیا این را هم دیده‌ای؟”
من حتی یک نفر را هم ندیدم که بگوید یک تصویر اشتباه یا غلط است.در هنر،هیچ غلط و درستی وجود ندارد،بلکه فقط نظرات وجود دارند.

استایل

این نحوه‌ی رفتار ما با فوتبال باید باشد،سلب کردن درست و غلط از آن و تشویق هنر رقص بازیکنان،بیان و زیبایی آن‌.ما باید دیدهای مختلف را تحسین کنیم.ما باید امتحان ایده‌های جدید را تحسین کنیم و در هیبت راه این ایده‌ها محو شویم.یک مربی نباید به خاطر متفاوت بودن قضاوت شود،مخصوصاً زمانی که در حال بردن است.آن‌ها هیچ وقت نباید استایل خود را تغییر دهند.

برای من سخت است که نخواهم بدون اشاره به این جمله از فیلسوف فوتبال اسپانیا،خوانما لیلو،درباره‌ی فوتبال صحبت کنم:

“چیزی که تو را غنی می‌سازد،بازی است.کمالی که ما به دنبال آن می‌گردیم،در سیر و سلوک رسیدن به دست می‌آید و نه در نتیجه‌ی نهایی.این فعالیت است که تو را حرکت می‌دهد و نه نتیجه.”

من سخن بهتری را نمی‌توانم پیدا کنم تا درک من از فوتبال را نشان دهد. برای آشنایی با خوانما لیلو اینجا کلیک کنید.

شاید بردن فقط یک جایگاه باشد.یک مبدا برای اینکه به عمق وجود خود برویم تا الهام‌ها و انگیزه‌های پنهان را پیدا کنیم تا راهی را بسازیم که ما را به غایت نهایی برساند.در حالی که اشتیاق خودمان را در فعل و انفعالات اجتماعی تکمیل می‌کنیم در روند و سیر خود به عنوان انسان پیشرفت می‌کنیم.یا شاید این فقط یک بازی است.


رفتن به قسمت اول —– قسمت دوم

سایت فوتبال آنالیز