بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

چگونه منچستر سیتی پپ بر انگلستان مسلط شد؟- قسمت چهارم

تحت نظر پپ گواردیولا، منچستر سیتی به یک قدرت و مدعی اصلی قهرمانی جام‌های داخلی انگلستان و البته چمپینز لیگ بدل شده است. در این مقاله سعی داریم چگونگی موفقیت فعلی آنها را بررسی کنیم و ببینیم چه چیز این تیم را تا این حد خاص و شکست ناپذیر کرده.

از ابتدای فصل تا زمان انتشار این متن سیتیزن‌ها تنها دو دیدار را به رقیبان خود واگذار کردند؛ اولی در هفته پایانی دور گروهی لیگ قهرمانان مقابل شاختار و در جایی که صعودشان به عنوان تیم اول قطعی بود، و دیگری در برابر لیورپول جسور یورگن کلوپ. سیتی امروز یکی از بهترین‌های اروپاست، که دلیل خوبی برای بررسی دقیق‌تر عوامل خاص (تاکتیکی) موفقیت آنهاست.

انتقال در دفاع و حمله

هنگامی که سیتی توپ را از دست میدهد و چه زمانی که آنرا بازپس می‌گیرد، سیاق بازی آنها کاملا توصیف می‌شود. این لحظه‌های انتقال واکنش‌های سریع سیتی یکی از چندین راهی است که می‌توان تیم گواردیولا را از دیگران در سطح اول فوتبال انگلستان تمیز داد. در حالی که گل‌های بسیاری در این فصل از طریق زد حمله‌ها به ثمر رسیده، رویکرد آن‌ها در دفاع مقابل ضد حملات و تعقیب توپ پس از لو رفتن آنها را تیمی متفاوت نسبت به سایر تیم‌های انگلیس قرار داده.

کانتر پرس

در حالی که شیوه مالکانه پیچیده، مخصوصا در سطح پپ گواردیولا، اصولا تهدید آسیب دیدن از طریق حملات انتقالی را به حداقل می‌رساند، بازهم کمی آسیب پذیری باقی می‌ماند که حتی با بهترین کانتر پرس هم کاملا رفع نمی‌شود.
سیتی تنها به چند بازی نیاز داشت تا مسیر خود را پیدا و کانتر پرسی نیرومند را پایه ریزی کند. در ابتدا، ترکیبی از تصمیم گیری‌های محتاطانه و عدم فشردگی بین هافبک‌ها و خط حمله مانع آنها برای بدست آوردن مالکیت می‌شد. دو فاکتور مهم این مسئله را تغییر دادند: اول آنکه، سیتی در فازهای اولیه بسیار چیره‌تر شده به طوری که قادر است تا حریف خود بالاتر از خط نیمه و حتی در یک سوم پایانی میخکوب کند که طبیعتا موجب اثربخشی خیلی بیشتر کانتر پرس آنها می‌شود. و دوم آنکه: استفاده خیره کننده و ماهرانه از فول بک کاذب کمک می‌کند تا از شکل ۳-۴ پشت سه نفر تهاجمی به شکل ۳-۲-۲  تغییر شکل دهند،  یعنی در واقع اجازه دادن به دو هافبک برای جایگیری جلوتر از حد معمول، بدون آنکه در مورد فضای پشت سرشان نگرانی داشته باشند. هم چنین این گزینه نیز در اختیار آن دو هافبک قرار می‌گیرد تا به مناطق هف اسپیس حمله کنند.

بنابراین فشار در half-space را بهتر تحمل می‌کنند و شانس بهتری برای مقابله با برتری عددی حریف دارند.

این همان اتفاقی است که نباید رخ دهد.به جای آنکه سیتی پیش از رسیدن توپ به استرلینگ کانترپرسی بالقوه را تدارک ببیند، اجازه می‌دهد وینگرش بین انبوهی از بازیکنان سیتی گرفتار شود که به ضد حمله‌ای خطرناک منجر می‌شود و اینها به دلیل آن است که از half-space محافظت نشده بود.


پپ
این شکلی است که سیتی این روزها کانتر پرس را طرح ریزی می‌کند. زیرا فول بک معکوس محافظت بیشتری را در فضای شماره ۶ فراهم میکند و دو هافبک پیشرونده با آسودگی خاطر کار می‌کنند، سیتی فشار را اطراف بازیکن حامل توپ بیشتر می‌کند تا ماشه انتقال به حمله را کشیده باشد.

در ابتدای فصل، گاه و بیگاه سیتی در پس گرفتن مالکیت با سرعت مورد نظر مشکل پیدا می‌کرد. دو هافبک آنها مجبور بودند به تنهایی از پس دوئل‌ها بر بیایند، و این در حالی بود که پرس خط عقب آنها به نظر تاثیر گذار نمی‌آمد. اغلب مهاجمی که نزدیک به توپ بود نسب به بازیکن حامل توپ در طرف اشتباه جاگیری می‌کرد و با حالتی شتاب زده برای پرس حریف حمله می‌کرد، که باعث می‌شد هم تیمی او نتواند به درستی بازخوانی کند. فشردگی و هماهنگی مواردی بودند که سیتی از آنها برای کنترل ایجاد خطر به واسطه مشکلات گفته شده استفاده کرد. آنها همیشه در بازه زمانی کوتاهی از کانتر پرس به پرس تغییر برنامه می‌دادند. بجای استمرار ورزیدن بر روی کانتر پرس، اغلب به حالت پرس ۱-۴-۱-۴ در میانه زمین انتقال می‌یافتند.
گواردیولا در تیم‌های قبلی خود به عنوان یک شاخصه از مدل بازی‌اش از نقش‌های پشتیبان بعد از واگذاری مالکیت استفاده می‌کرد. معروف‌ترین این نقش‌ها “شماره ۶ دوم” بود  که در بارسلونا استفاده کرد و برای باز پس گیری مالکیت در مدت زمانی مشخص طراحی شده بود. در منچستر سیتی، گواردیولا کانتر پرس مبتنی بر از بین بردن گزینه‌های پاس بازیکن صاحب توپ در کمترین زمان ممکن را به تیمش تزریق کرده.

پپ
بعد از اینکه توپ به بورنموث لو داده شد، سیتی فورا تلاش کرد تا آنرا پس بگیرد، اما به تعداد کافی اطراف اندرو سرمن(شماره ۶) که برای جلوگیری از لور رفتن توپ رو به عقب پاس داد، حضور نداشتند. با این حال به سمت بازیکن بعدی یورش نبردند و به چینش معمول خود برای پرس منتقل شدند.

انتقال به حمله

نکته قابل توجه در سیتی رویکرد آنها در انتقال به حمله زیر نظر پپ گواردیولا است. در اوایل دوران حرفه‌اش، پپ گواردیولا به سختی اجازه ضد حمله را به تیمش می‌داد ، و ترجیح می‌داد تا از پریود زمانی انتقال برای سازماندهی  کردن ساختار حمله استفاده کند. این روزها اما، تیم او یکی از برجسته‌ترین تیم‌ها در زمینه ضد حمله است. با وجود بازیکنانی مانند سانه و استرلینگ در تیم، کمی احمقانه به نظر می‌رسد که از سرعت آنها در انتقال به حمله استفاده نکنید.
علاوه بر هدف قرار دادن ضد حمله در هر زمان ممکن، سیتی با زیرکی از لحظات برای آزاد کردن سلاحش به هنگام باز شدن حریف در حمله بهره می‌برد. در بیشتر فرم‌های حمله در لیگ برتر، خط هافبک و حمله به منظور ایجاد بیشترین فضای ممکن برای تک تک بازیکنان، باز می‌شوند. متعاقبا، این بدان معناست که وقتی سیتی توپ را تصاحب می‌کند، رقیب آنها در فضای زیادی متحمل فشار می‌شوند. در نتیجه زمانی که سیتیزن‌ها مالکیت را پس می‌گیرند بیشترین فضا را در اختیار دارند.
در دسترس بودن فضای بزرگ برای حمله، در صورتی که بازیکنان آنرا تشخیص دهند و سریع عمل کنند بسیار حائز اهمیت است. سیتی این مفهوم را درک کرده، به طوریکه واکنش‌های سریع آنها در حرکت از یک فاز به فاز دیگر حمله کاملا مشهود است. زمانی که توپ را می‌گیرند و یک فرصت حتمی ضد حمله وجود دارد، بازیکنان تهاجمی فورا دویدن به سمت دروازه را شروع می‌کنند، آن هم با بالاترین سرعت. اما حریف ثانیه‌ای دچار کسری می‌شود و دیرتر به این تغییرات واکنش نشان می‌دهد، در حالی که ستاره‌های سیتی کار خود را کرده‌اند و رسیدن به آنها دیگر مشکل به نظر می‌آید.

پپ
اینجا بعد از پس گرفتن توپ، مثلث سانه، آگوئرو، و استرلینگ به محض آنکه در می‌یابند حریف تا چه حد باز است با سرعت به جلو حرکت می‌کنند.

با توجه به این موضوع، به هنگام چنین حرکاتی بازیکنان سیتی برای دریافت توپ فضای مناسبی را در اختیار دارد. با توجه زاویه حرکت هر یک از بازیکنان و زمان موجود برای انتخاب مقصد پاس، بازیکن صاحب غنی از گزینه‌های متعدد است. صرف نظر از گزینه‌ای که انتخاب می‌کند، کافیست پاس را صحیح ارسال کند تا توپ درست زمانی به منطقه انتخاب شده برسد که بازیکن هدف آنجا حضور دارد.
چنین پاس‌هایی هم در عمق و هم در عرض مهاجم را در حرکت به سمت دروازه پیش می‌اندازد. زمانی که به عنق ارسال شود، معمولا به میان دو مدافع مرکزی می‌رود، و اغلب مهاجم را درست رو به دروازه و در موقعیت تک به تک با دورازه‌بان قرار می‌دهد. اگر گزینه دیگری انتخاب شود، موقعیتی برای ارسال سانتر کوتاه به دهانه دروازه می‌سازد که تنها یک تمام کنندگی ساده مطالبه می‌کند.
در هر دو مورد، سیتی حریف را همیشه پشت سر خود نگه می‌دارد. به واسطه حملات برق آسا و حمایت بازیکنان، دست کم سه بازیکن به ضد حملات اضافه می‌شوند. فارق از نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، سرعت و واکنش سریع سیتیزن‌ها آن‌ها را در زمره یکی از برترین تیم‌های جزیره به لحاظ ضد حمله قرار داده. بسیاری از گل‌هایشان در این فصل پیامد انتقال آنها به حمله بوده، به ویژه در مسیر آنها برابر استوک، لیورپول، و تاتنهام. و این یکی دیگر از ابعادی بود که سیتی مکررا از آن برای شکست حریفانش سر راه قهرمانی این فصل استفاده کرد.

فوتبال آنالیز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده + پانزده =