بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

کانتر پرس – قسمت پنجم

 

پرس
بازیکنان پورتو مسیر های پاس را بسته اند ، به فاصله ی هافبک ها و مدافعیت دقت کنید.

تمرکز بر روی مسیر‌های پاس در حین پرس کردن تاکتیک جالبی است.در بسکتبال به این کار “fronting” می‌گویند.ایده‌ی این تاکتیک مبنی بر گرفتن یک مقصد خاص که توپ احتمال دارد به آنجا برسد،می‌باشد تا اینکه بخواهد روی خود مقصد تمرکز کند.
برای مثال برای شما بهتر است که بگذارید توپ به مسی برسد و سپس او را پرس کنید یا مسیر پاس به او را ببندید و قبل از اینکه او صاحب توپ شود پاس را قطع کنید؟این روش در بسکتبال مرسوم است و شما می‌توانید در بازی‌هایی که مایکل جردن تاثیر زیادی نداشته است ان نوع یارگیری را مشاهده کنید.

در فیلم بالا شما می‌توانید مشاهده کنید که پیتون مقابل جردن می‌ایستد و مسیر پاس به او را می‌بندد.این کار باعث می‌شود که حریف صاحب توپ گزینه‌ی دیگری را برای پاس دادن انتخاب کند.
پورتو این کار را در برابر هافبک‌های بایرن مونیخ(هنگامی که بالا بودند) انجام می‌داد.هنگامی که هافبک‌های بایرن عقب می‌آمدند تیم پورتو با توجه به جهت توپ حرکت رو به جلو داشت.

در بالا فیلمی را مشاهده می‌کنید که نشان می‌دهد اگر بازیکنی بخواهد این کار(fronting) را در فضای زیاد و بدون ساپورت انجام دهد.در این حالت حریفی که یارگیری می‌شود عقب آمده تا هم‌تیمی‌اش و یا حتی خودش از فضای بوجود آمده در پشتش استفاده کند.

بایرن بر روی پاس‌های بلندتر تمرکز کرد تا از خط هافبک پورتو بگذرد و سعی بر ایجاد برتری عددی قبل از سانتر داشت.

در بازی رفت این موضوع پیش نیامد چرا که در آن بازی بایرن روی نفوذ و گذشتن از خط هافبک پورتو اصرار می‌ورزید.(که در این حالت مسیرهای پاس بسته شد بود.)
اما در بازی برگشت بایرن روی حرکت به سمت فضای پشت خط هافبک پورتو(که برای بستن مسیر پاس جلو آمده بودند) تمرکز کرده بود و به راحتی می‌توانستد از آن عبور کنند.

زمانی که فضا کم باشد راحت‌تر می‌توان مسیر پاس را پوشش داد چرا که شعاع حرکتی بازیکن گرفته شده کمتر می‌شود.
پس حرکت با جهت توپ آسان‌تر از حرکت با بازیکن حریف است.چرا که توپ مدام در حال حرکت است ولی مقصد توپ نمی‌تواند در فضای کم خیلی متحرک باشد.همچنین پاس‌های هوایی نیز در فضای کم،کمتر به مقصد می‌‌رسد.

به همین دلیل است که عملِ fronting در بسکتبال اکثر اوقات نزدیک به سبد انجام می‌شود که در آنجا فضای کمتری نسبت به وسط زمین وجود دارد.
مشکل دیگری که در fronting در فضای زیاد وجود دارد این است که بین بازیکنان فشردگی خاصی وجود ندارد و بازیکن حریف می‌تواند به راحتی و آزدانه حرکت کند و بازیکنی که یارگیری می‌کند مجبور شود فقط به کارهای حریف واکنش نشان دهد.

پوشش دادن منطقه و مسیرهای حرکت خاص در طول پرس کردن اتفاق می‌افتاد.
گواردیولا یک اصل در دفاع همزمان از دو بازیکن حریف دارد و آن هم دفاع کردن از فضای بین دو بازیکن است.در هنگام پرس یک بازیکن در جهات مختلفی می‌تواند حرکت کند و روش‌های مختلفی برای استفاده از پوشش منطقه‌ای وجود دارد.اما ایده‌ی پشت این اصل ثابت است.زمانی که شما گزینه‌های انتخاب بازیکن حریف را کم کنید در تصمیم‌گیری او خلال ایجاد می‌کنید.با این کار یک تیم می‌تواند مدام ساختار و الگوهای پاس دادن خود را تغییر دهد.

این موضوع باعث می‌شود تیمی که پرس می‌کند ریتم بازی را در دست بگیرد‌.در فوتبال مدرن فاز دفاعی نقش مهم‌تری در ساختار تیم دارد تا فاز هجومی.در فاز هجومی شما در یک حالت واکنش قرار می‌گیرید و نمی‌خواهید که به ساختار دفاعی دست بزنید.در هنگام حمله شما منتظرید تا تیمی که دفاع می‌کند حرکتی انجام دهد و شما به آن عکس‌العمل نشان دهید.هنگامی که تیمِ مدافع منطقه‌ها را پوشش می‌دهد،کنترل بازی را در دست می‌گیرد و منتظرِ حریف نمی‌شیند.اما تیم دارد از فضا دفاع می‌کند و حریف باید علیه این حرکت آن‌ها عمل کند تا اینکه بخواهد حرکتِ مدافعین را مختل کند.

پرس
یک مثال که هافبک جلو رفته و حریف را مجبور به عقب نشینی می کند.

اکثر اوقات تیمی که حمله می‌کند به دنبال این است تا راهی را برای نفوذ به دفاع پیدا کند.اما سعی نکنید که ساختار دفاعی خود را به خاطر حمله کردن به هم بریزید.یک مثال از این نوع حمله کردن تیمِ گواردیولا می‌باشد.خصوصاً داوید آلابا در نقش یک لیبروی half-space که جلو می‌رود و تیم حریف را وادار به دفاع ۲-۴-۴ می‌کند.
یک حمله‌ی فعال حمله‌ای همانند تیم‌های بیلسا و فن‌خال است که در آن تیم بدون توجه به اینکه در فاز دفاعی چه رخ می‌دهد بازی کند.
یک حمله‌ی غیر فعال شبیه به اینتر مورینیو در فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ مقابل بارسلونا می‌باشد.در آن بازی بارسلونا دنبال چیز خاصی نبود.پس یک کتگوری دیگر به نام “چشم پوشی” اضافه می‌شود که در آن تیم به حریف توجه نکرده و به بازی خود ادامه می‌دهد.و حتی با این طرز تفکر می‌توان پا فراتر هم گذاشت که می‌توان آن را “تهاجم منفعل” نامید.همه‌ی این حالات آنالیزی عمیق‌تر می‌خواهند تا در یک مقاله‌ی دیگر به آن‌ها مرداخته شود.

پرس
تفکر دفاعی با مثال نشان داده شده از اتلتیکومادرید متفاوت است.

فازهای دفاعی که تفکر مشابه هم داشته باشند نیز وجود دارند.این فازها در مقابل ساختارهای هجومی یکسان عمل می‌کنند.
یعنی یک دفاعِ فعال سعی بر تغییر ساختار و حرکت حریف دارد.
تیمی که درست پرس می‌کند،حریف را مجبور به تغییر دادن موقعیت خود کرده که باعث اختلال در هارمونی و حرکت حریف می‌شود.هنگامی که ساختار تیم حریف تغییر می‌یابد،راه‌های فرار از فشار تیمِ مدافع نیز متفاوت می‌شود.در این حالت یک مدافع می‌تواند به تیم مالک حمله کند!به همین دلیل عده‌ای از مربیان به فاز(هجومی،دفاعی و‌ …) عقیده‌ای ندارند.

با پرس یا کانتر پرس یک تاثیر روانی رو حریف می‌گذارید.اگر یک تیم را چندین بار پرس کنید،تیم حریف گمان می‌کند که مدام در حال پرس شدن است و تحت فشار تصمیم‌گیری می‌کند حتی اگر شما واقعاً آن‌ها را پرس نکنید.در این حالت یک “پرس کاذب” ایجاد می‌شود که در ابتدا مشخصات یک پرس شدید به تیم مالک توپ نشان داده می‌شود و آن‌ها را در تصمیم‌گیری دچار اختلال می‌کند.
این کار هم انرژی ذخیره می‌کند و به یک تیم اجازه می‌دهد که بر دیگری کنترل داشته باشد.در این حالت یک “پرس ریتم‌دار” داریم که قسمتی از آن مرس کردن شدید است و قسمتی دیگر استراحت کردن یا همان پرس کاذب است که فایده‌های خود را دارد.

انجام پرسینگ یک تیم و فضای بازی کردن آن‌ها،گزینه‌های پاس را با دور کردن آن‌ها از مناطق تحت فشار،کاهش می‌دهد.بسته به گزینه‌های باقی مانده برای بازیکن صاحب توپ،تصمیم‌گیری او نیز مختل می‌شود.زمان انجام یک عمل از لحاظ فیزیکی و روانی با این کار کاهش می‌یابد.ترس از پرس یا پیش‌بینی نادرست باعث می‌شود که بازیکن تحت فشار گزینه‌هایش را غیرقابل دسترس ببیند حتی قبل از اینکه آن گزینه‌ها واقعاً غیرقابل دسترس باشد.

در نهایت جنبه‌های مختلف یک پرس فشرده باید مشخص و ارزش‌گذاری شوند.با این کار جنبه‌های مختلف پرس فشرده به فضا،تاکتیک،دینامیک و فشردگی همگانی تقسیم می‌شود.
فشردگی فضایی آنجا نمایان می‌شود که هیچ فضایی بین بلوک‌های پرس وجود نداشته باشد.
فشردگی تاکتیکی آنجا نمایان می‌شود که تیم علاوه بر تشکیل بلوک،به حریف مجال موقعیت سازی در خط دفاعی را ندهد.
فشردگی دینامیکی یعنی بلوک‌ها بیشاگتر به منظور پیش‌بینی تشکیل می‌شوند تا اینکه تیم بخواهد حریف را سریع تحت فشار قرار دهد.
در نهایت،فشردگی همگانی(یا بهم زننده) یعنی با توجه به نوع جایگیری بلوک‌ها خطوط،حرکات و هر گونه عملی از حریف پوشش داده می‌شود.با وجود دسترسی به توپ،این فشردگی‌ها تمام چیزی است که ما باید در یک تیم به دنبال آن بگردیم و برای استفاده‌ی بهتر از هر کدام آن‌ها را درک کنیم.در آخر ترکیب جنبه‌های مختلف ذکر شده یک فشردگی مفید را ایجاد می‌کند.

یک مورد که در پرس باید به آن توجه کرد این است که:
در دفاع منطقه‌ای جهت‌دار و گزینشی،حرکات مخالف با حرکات بلوک‌های فشرده بسیار تاثیرگذار است.این ایده که همه‌ی بازیکن‌ها در یک فاز و لول فیزیکی و روانی نباشند.با این کار احتمالات مختلفی بوجود می‌آید که می‌توان از طریق آن‌ها به ساختار متفاوت دست یافت.


سایت فوتبال آنالیز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − 9 =