بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

کانتر پرس – قسمت ششم

تاثیر کانترپرسینگ در چهار فاز نشان داده می شود.

کانترپرسینگ یعنی پرس توپ هنگام انتقال از حمله به دفاع و تلاش برای حرکت در جهت مخالف سیکل فازهای بازی(شکل بالا).اما اگر بتوانید از سازمان تهاجمی به انتقال به دفاع بروید و سپس بلافاصله به فاز سازمان تهاجمی برگردید چطور؟
به این کار “کنترل بازی” می‌گویند که بارزترین شاخصه‌ی کانتر پرسینگ است.
این کار به شما اجازه می‌دهد که از فاز سازمان دفاعی چشم‌پوشی کنید.البته اگر بتوانید کانتر پرسینگ را درست انجام دهید.

گواردیولا می‌گوید که تیم بارسای او بدترین تیم تدافعی بود.پس تا حد امکان دوست داشت که در مقابل توپ دفاع نکند.سیکل بالا کاملاً انعطاف‌پذیر است و می‌تواند در طول یک مسابقه دست کاری شود.برخی تیم‌ها دوست دارند در تعدادی کمی از فازها بازی کنند اما برخی دیگر دوست دارند همه‌ی فازها را در بازی امتحان کنند.برای مثال تیمی که “پرس بی‌نظم” انجام می‌دهد در فازهای انتقالی دفاعی و تهاجمی سیر می‌کند و هیچ وقت وارد فاز سازمان دفاعی و تهاجمی نمی‌شود.می‌توان در طول بازی دو تیم قدرتمند را یافت که از این طریق فازهای خود را تغییر می‌دهند.این قضیه حتی می‌تواند به خارج از فوتبال نیز نگاهی داشته باشد.چه کسی بی‌نظمی را بهتر کنترل می‌کند؟

کانترپرسینگ نه تنها نقش بزرگی در ریتم بازی و تثبیت دفاع دارد،بلکه نقش مهمی در بازی‌سازی ایفا می‌کند.اگر توپ با موفقیت در انتقال به دفاع تصاحب شود این یعنی حریف در فاز انتقال به حمله قرار داشته است.چون حریف در حالت ضدحمله است(این یعنی به سرعت در زمین باز می‌شوند و به جلو حرکت می‌کنند) وقتی که توپ را از دست بدهند در کنترل انتقال تهاجمی حریف ناکام می‌مانند و سازمان‌دهی مناسب ندارند.
باستین شواین اشتایگر روش بازی اسپانیا را تحسین می‌کند که چگونه در هنگام مالکیت برای دفاع کردن آماده می‌شوند:

“اگر شما به یک مثال ایده‌آل نگاه کنید،بارسلونا یا اسپانیا،می‌بینید که مدافعین آنها حتی در هنگام مالکیت نیز در حال جایگیری برای(دفاع کردن)هستند.این نوع دفاع بی‌نقص است.تیمی که بتواند خوب دفاع کند در تورنومت‌ها موفق است.در خیلی از شرایط زمانی که حمله می‌کنید همزمان باید به این فکر کنید زمانی که توپ را از دست می‌دهید چه اتفاقی می‌افتد.به عنوان مدافع مدام باید به مهاجمین حریف نگاه کنید و با خود بگویید که اگر توپ از دست برود چه اتفاقی امکان دارد رخ دهد.”

باستین شواین اشتایگر

 

آماده‌سازی جنبه‌ی مهمی از پرسینگ و کانترپرسینگ است.برای فشار مناسب بر روی توپ،بازیکنان باید قبل از اینکه توپ از دست برود،خود را در منطقه‌های مناسل قرار دهند.این کار علاوه بر قابلیت شیفت ذهن از حمله به دفاع،به تمرکز نیز نیاز دارد.

قانون “۱۵ پاس” گواردیولا به این دلیل است که قبل از حمله کردن همه‌ی بازیکن‌ها زمان داشته باشند تا خود را در موقعیت مناسب قرار دهند.دلیل این جایگیری بازیکن‌ها نه تنها برای حمله کردن بلکه برای دفاع کردن است.اگر بازیکنان خود را در موقعیت مناسب قرار دهند در هنگام انتقال به دفاع بهتر پرس می‌کنند.بازیکنان نباید مدام به فکر حمله باشند.آنها باید لحاظ کنند که اگر توپ از دست برود با توجه به موقعیتی که دارند چه اتفاقی می‌افتاد.

خیلی از تیم‌ها با توجه به موقعیت مهاجمین نسبت به حریف خیلی سریع جلو می‌روند.این کار باعث عدم کنترل در انتقال‌ها هنگام پرسینگ می‌شود.به همین دلیل تیمی که برای کانترپرس موقعیت‌یابی نکرده باید نسبت به حمله‌ی حریف واکنش نشان دهد تا اینکه بخواهد تعیین کند حریف تحت فشار آن‌ها چگونه بازی می‌کند.این کار عدم کنترل بازی را در پی خواهد داشت.

دورتموند که علاقه دارد فضای خاصی را اشغال و فاصله ی بازیکنان تیم با یکدیگر را رعایت کند.

یک راهنمایی اساسی برای جایگیری بازیکنان می‌تواند این باشد که در حین فشردگی در یک فضای کوچک فاصله‌ی خود را با یک دیگر تا حد امکان زیاد کنند.(با حفظ ارتباط بین خود)
همچنین این مهم است که اهمیت مرکز زمین در پرسینگ‌ لحاظ شود.اگر حریف توپ را بدست آورد می‌توانید او را از مرکز زمین دور کنید و به خطوط کناری زمین و یا عقب برانید،فضای او را کم کنید،اجازه‌ی چرخیدن به او را ندهید و گزینه‌های پاس او را کم کنید.این کار باعث می‌شود انتقال به حمله‌ی حریف به تاخیر بیوفتد(که در این حالت تیم پرس کننده در دفاع آسان‌تر سازمان‌یابی می‌کند) و یا توپ پس گرفته شود.

تیمی که باز بازی و از طریق کناره‌ها حمله می‌کند نمی‌تواند کانترپرس مناسبی انجام دهد؛چرا که فشردگی لازم را برای این کار ندارد.تیمی که خیلی باریک و متمرکز بازی می‌کند هم نمی‌تواند کانترپرس کند؛چرا که به همه جای زمین دسترسی ندارد.همه‌ی این کار ها با تعادل لازم و با توجه به ساختار تدافعی حریف انجام می‌شود.یک مربی می‌تواند تصمیم بگیرد که تیم در کجا و چه زمانی باز بازی کند یا متمرکز در وسط.شاید بتوان این کار را با توجه به اینکه بهترین بازیکن حریف کجا بازی می‌کند،انجام داد.

پرسینگ تفاوت‌های منحصر به فرد خود را دارد(که در قسمت‌های قبل صحبت شد).کانترپرسینگ نیز همینطور است. در انتقال دفاعی تیم شبیه تیمی است که در عقب بلوک‌های فشرده ایجاد کرده و به سمت توپ می‌رود.هر چند تیمی که از فاز هجومی به دفاعی می‌خواهد شیفت کند شاید در ساختار هجومی ناآشنایی چون ۳-۲-۳-۲ قرار داشته باشد.اما یک تیم در این مواقع چگونه توپ را پس می‌گیرد؟

مبتنی بر فضا

این کتگوری همان است که دورتموند یورگن کلوپ از آن استفاده می‌کرد.این روش مبتنی بر محدود کردن فضای در دسترسِ حریف است.هنگامی که تیم فضای اطراف توپ را پرس می‌کند ارتباط بازیکن حریف با هم‌تیمی‌هایش قطع می‌شود،تحت فشار است و هیچ فضایی برای بازی کردن ندارد.در این حالت تیم پرس کننده اصرار بر ایجاد فشردگی به سمت توپ و تمرکز بر فضای اطراف آن است تا اینکه بخواهد مسیرهای پاس را ببندد و یارگیری کند.زمانی که تعداد بالایی از بازیکنان اطراف توپ پرس می‌کنند خود به خود مسیرهای پاس بسته می‌شوند.

این نوع پرسینگ(کانترپرسینگ) فضای حریف را خفه می‌کند و بازیکنان پرس کننده می‌توانند به توپ نزدیک و نزدیک‌تر شکند قبل از اینکه توپ از آن‌ها دور شود،یا می‌توانند حریف را مجبور به چرخش کنند و یا در مناطقی که برتری ندارد توپِ او را بگیرند.این نوع شباهت زیادی به دفاع فشرده‌ی منطقه‌ای دارد که در آنجا نیز فضا محدود می‌شود و تیم به سمت توپ می‌رود.اما از سمتی اطمینان حاصل می‌کنند که به حریف نیز دسترسی دارند.

مبتنی بر بازیکن

بایرنِ هاینکس از این روش استفاده می‌کرد.تمرکز در اینجا پرس بر توپ توسط یک یا دو بازیکن در حالی که سایرین بازیکنان با یارگیری نفر به نفر بر نقاطی تمرکز می‌کنند که بازیکن حریف صاحب توپ امکان دارد داشته باشد.
مزیت یارگیری نفر به نفر این است که مدافعین همیشه به حریف دسترسی دارند؛یعنی در هر لحظه می‌توانند برای به دست آوردن توپ درگیر شوند.

از آنجایی که این نوع پرس مبنی بر چالش‌های یک به یک است بازیکنی که پرس می‌کند باید حواسش باشد تا دریبل نخورد.معمولاً بازیکنی که پرس می‌کند سعی در ایجاد یک نیرو و اعمال زور به حریف دارد،اما اگر بتواند با این کار توپ را هم به دست آورد بهتر است.
در قیاس با کانترپرسینگ هم‌جهت با فضا(که نوع قبلی بود) این نوع به مسیرهای پاس فضای بیشتری می‌دهد اما در عوض آمار تقابل‌های یک به یک و تکل‌ها را بالا می‌برد.این مدل برای تیم هاینکس عالی بود چرا که بازیکنانی داشت که در جدال برای توپ عالی بودند.

خطر این نوع پرس این است که می‌توان بازیکن پرس کننده را به هر طرفی کشاند و پایداری ساختار پرس را به هم ریخت.
همچنین اگر حریف بازیکنانی داشته باشد که تقابل‌های یک به یک را در فضاهای کوچک پیروز شود،تیم پرس کننده به مشکل برمی‌خورد.

مبتنی بر پاس

تیم‌های گواردیولا از این مول استفاده می‌کنند.این نوع کانترپرس مبتنی بر این است که بازیکن حریف را تحت فشار قرار داده به طوریکه گویی مسیر پاس باز دارد اما در حالی که قرار است آن مسیر پیش‌بینی شود.بازیکنان بلافاصله به توپ نزدیک می‌شوند وتعدادی از مسیرهای پاس را می‌بندند در حالی که سایر مسیرهای پاس را باز می‌گذارند.
این کار بازیکن صاحب توپ را ترغیب می‌کند که به هم‌تیمی‌های خود پاس دهد اما آن مسیرهای باز توسط یک بازیکن یا بیشتر به سرعت بسته می‌شوند.تیم پرس کننده سعی بر این دارد تا توپ رت به سمتی میل دها که از لحاظ استراتژیکی اهمیت کمتری دارند.برای مثال خطدط کناری زمین که از دروازه دور و فضا محدود است.

گاهی همه‌ی مسیرهای توپ توسط بازیکنان بسته می‌شوند تا حریف را مجبور به پاس بلند،پاس به عقب و یا از دست دادن توپ کنند.

مبتنی بر توپ

تیم ملی هلند در دهه‌ی هفتاد از این روش استفاده می‌کرد که تمرکز آن فقط روی توپ است.تمام بازیکنان اطراف یک منطقه پس از دست دادن توپ بدون توجه به گزینه‌های پاس حریف به سمت توپ یورش می‌برند.این کار فشار زیادی بر بازیکن صاحب توپ یا کسی که می‌خواهد توپ را دریافت کند می‌گذارد.
البته اگر بازیکن حریف دریبل‌زن خوبی باشد می‌تواند یک یا دو بازیکن را از پیش رو بردارد و با یک پاس خود را آزاد از فشار کند که بازیکنان پرس‌کننده نمی‌توانند به اندازه‌ی سرعت توپ برگردند.

پرس کردن نیاز به حرکات روان،پیشی‌بینی خوب و اجرای بی‌نقص دارد.به همین دلیل افرادی که به خوبی دریبل می‌کنند،پرس‌کننده‌ی خوبی نیز هستند.همانند لیونل مسی.هنگامی که مسی در کار دفاعی شرکت می‌کند،تبدیل به یک پرس‌کننده‌ی عالی می‌شود که خر حرکتی را می‌تواند انجام دهد.

یکی از حرکات خاص در پرسینگ با سرعت عبور کردن از حریف است.با این کار بازیکن صاحب توپ کند‌تر عمل نمی‌کند بلکه سرعت بازی بالا می‌رود.بازیکن که پرس‌کننده احتمالاً توپ را نمی‌تواند بگیرد چرا که فاصله‌ی مناسبی ندارد و چون سرعت او زیاد است بازیکن صاحب توپ می‌تواند از او عبور کند.اما قصد بازیکن پرس‌کننده بدست آوردن توپ نیست.او می‌خواهد حریف سر خود را پایین بگیرد و حرکتی سریع را انجام دهد.

بعد از اینکه بازیکن صاحب توپ حرکت سریع خود را انجام داد،پیش‌بینی و بدست آوردن توپ را برای سایر بازیکنان پرس‌کننده راحت می‌کند.بازیکنی که پیش تر از او عبور کرده بود،پس از بدست آوردن توپ در یک فضای خالی(پشت بازیکنی که او را پرس می‌کرد) و از این لحاظ می‌تواند در انتقال از حمله به دفاع به تیم خود کمک کند.

کانترپرسینگ می‌تواند در هر تیمی متفاوت باشد.بسته به آن که تیم مورد نظر کجا با چند نفر و تا چه حد می‌خواهد این کار را انجام دهد.قانون معروف ۶ ثانیه‌ی گواردیولا نشان می‌دهد که یک تیم برای این کار محدوده‌ی زمانی می‌تواند تعیین کند.اگر تا ۶ ثانیه توپ بدست نیامد بازیکنان به بلوک‌های دفاعی خود باز می‌گردند.
یکی از بحث‌های جذاب در کانترپرسینگ،تاثیر زمان بر کانترپرسینگ و ساختار تیم است.

ضدحمله

در نهایت ضدحمله‌ها را داریم که اکثر فوتبال دوستان با آن آشنا هستند.چرا که این مبحث در طول تاریخ در هنه‌ی رشته‌های ورزشی و حتی رزمی نیز بوده است.
ضدحمله یعنی حمله کردن از طریق انتقال فاز دفاعی به هجومی.این نوع انتقال با آن مدلی که برای چرخش دوباره‌ی توپ و پاسکاری است فرق دارد.باز هم می‌گوییم قصد هر تیم در هر لحظه می‌تواند فاز تیم را از میان این سه(پرس،کانترپرس،ضدحمله) تعیین می‌کند.

ایده‌ی اصلی که ضدحمله دارد،استفاده از این واقعیت است که وفتی تیم حریف در حال انتقال است شما می‌توانید نسبت به آن برتری داشته باشید.این یعنی تیمی که در حال انتقال به دفاع است ساختار موقعیتی نامناسبی دارد نسبت به موقعی که زمان مناسب برای تبدیل به فاز دفاعی را دارد.به همین دلیل برخی از مربی‌ها ساختارهای خاصی را در هنگام حمله برای تیم خود در هنگام انتقال بین فازها تعیین می‌کنند.

حمله کردن در این حالت یعنی تیمی که ضدحمله می‌زند می‌تواند از جنبه‌های مختلف این موضوع نظیر دفاع بی‌نظم،فضای زیاد،گزینه‌های پاس بهتر و فشار دفاعی کمتر حریف استفاده کند.با ترکیب این جنبه‌ها حمله یک ویژگی منحصر به فرد دارد که زمان حمله مقابل یک سازمان دفاعی منظم کنترل و داشتن آن سخت است.آن ویژگی سرعت حمله کردن می‌باشد.زمانی که بازیکنان در مقابل یک دفاعِ فشرده و عمیق قرار دارند استفاده از حداکثر سرعت امکان‌پذیر نیست.مگر اینکه بازیکنان زودتر از زمان موعود تصمیم‌گیری و حرکت کنند.بازیکنانی با شتاب و کنترل عالی توپ در این شرایط موفق هستند.

ترکیب جنبه‌های ذکر شده شرایطی را برای دفاع بوجود می‌آورد که کنترل کردن آن سخت است.یک حمله‌ی سریع با فضا،زمان و گزینه‌های کافی بهترین راه برای نفوذ به خط دفاعی است و موقعیت‌های گل زیادی را بوجود می‌آورد.هنگامی که بازیکنان در سرعت حمله‌ی بالای حریف دفاع می‌کنند،برایشان سخت است که جهت خود را به راحتی تغییر دهند،تعادل خود را حفظ و شرایط را پیش‌بینی کنند.

این کارها مدافع را در نقش یک واکنش‌دهنده به عمل سایرین قرار می‌دهد.او باید در مقابل حرکات بازیکن مهاجم دفاع کند در حالی که بازیکن مهاجم که صاحب توپ است تعیین می‌کند که توپ چگونه حرکت می‌کند.در سرعت بالا،یک مهاجم سطح بالا می‌تواند دریبل زدن و حرکات بدنی را در مقابل مدافع انجام دهد تا بتواند به فضای مناسب نفوذ کند.اما یک مدافع چه مقدار فضایی را در هنگام ضدحمله می‌تواند پوشش دهد؟

فوتبال آنالیز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − سه =