بروزترین پایگاه آنالیز فوتبال ایران و جهان و آموزش مربی گری

گروه آسان، به مثابه شعله کم برای پخته‌گی؛ پایان چالش Bird box برای ایران؟!

گروه آسان، به مثابه شعله کم برای پخته‌گی؛
پایان چالش Bird box برای ایران؟!

در آنالیز بازی ایران-یمن به نکاتی اشاره کردیم.یکی از آن نکات مربوط به اشکان دژاگه بود.پیشنهاد می‌کنیم قبل از آنکه خواندن این مقاله را ادامه دهید نگاهی به آنالیز بازی ایران-یمن داشته باشید.

همانطور که تا الان می‌دانید اشکان دژاگه در هاف‌اسپیس سمت راست بازی‌سازی می‌کند.در بازی با یمن در صورت انتقال توپ از اشکان به رضاییان،برای رامین دو گزینه وجود داشت،اولین گزینه پاس به ترابی بود که در راستای افقی رضاییان حضور داشت.دومین گزینه باز هم ترابی بود،اما رامین با پاس عمودی ترابی را وادار به حرکت به سمت کانال کناری می‌کرد.در آنالیز بازی با یمن اشاره کردیم که چرا این موضوع از لحاظ میدان دید به ضرر ایران است.
به نظر می‌رسد کیروش کاملاً آگاهانه این نقطه ضعف را برطرف کرده بدون آنکه دست به سیستم پخش توپ خود بزند.

دژاگه

به جای اینکه دژاگه بخواهد توپ را به غفوری بود تا دفاع راست تیم ملی توپ را به طارمی بسپارد،خود دژاگه پاس عمودی همانند رضاییان می‌داد.اما تفاوت پاس عمودی در کانال کناری با هاف‌اسپیس(که دژاگه در آن حضور دارد) چیست؟

اگر در بازی قبل ترابی با فرار به خط کناره پاس رضاییان را دریافت می‌کرد،در کانال کناری بود.یعنی فقط پنج جهت برای حرکت و علاوه بر این خط کناری زمین و پرس از پشت مدافع حریف اجازه‌ی چرخش و تغییر زاویه‌ی دید را به ترابی نمی‌داد.

اما این بار هدف این پاس‌های عمودی در هاف‌اسپیس و نه در کانال کناری،سامان قدوس(که ریزنقش است و چرخش بهتری دارد) یا سردار آزمون برای تمام کنندگی بود.بله…هاف‌اسپیس در محوطه‌ی جریمه هم می‌تواند فرصتی برای کات‌بک باشد و هم فرصتی برای شوت‌زنی.چند بار در نیمه‌ی اول آزمون و قدوس در هاف‌اسپیس سمت راست با پاس دژاگه صاحب توپ شدند؟

البته نحوه‌ی دفاع ۲-۳-۵ ویتنام کار را برای ایران راحت کرده بود.دفاع با ۳ هافبک نمی‌تواند مرکز و هاف‌اسپیس‌ها را پوشش دهد.بهتر است برای فهم این موضوع دیاگرام زیر را بررسی کنید.شیفت کردن بازی فضای خوبی را در اختیار دژاگه می‌گذارد.


پس کیروش با انتقال همان حرکات بازی با یمن،به اندازه‌ی یک خط(از کناره به هاف‌اسپیس) به هدف خود رسیده بود.حال وقت آن است که به کانترپرس ایران نگاهی بیاندازیم.در همان سناریوی قبلی،اگر توپ به آزمون نرسد،امید ابراهیمی بلافاصله بالا می‌آید.



در همین صحنه می‌بینیم که دژاگه چگونه شماره‌ی ۸ را گرفته است.پس حضور او در هاف‌اسپیس نه تنها در حمله بلکه در کانترپرس نیز تاثیرگذار بود.اما مشکل زمانی پیش می آمد که توپ به سمت چپ خط دفاع ایران می‌رفت.در آن زمان کسی برای کانترپرس در این منطقه حضور نداشت.


دژاگه
بازیکن ویتنام بدون هیچ گونه فشاری رو به جلو حرکت و با پاس بلند مهاجمین تیم خود را صاحب توپ می‌کند.

با ارسال توپ بلند نقطه ضعف ایران در انتقال از دفاع به حمله مشخص می‌شد.
از آنجایی که ویتنام بازیکنان سرعتی داشت با توپ‌های بلند از فضای پشت مدافعین ایران استفاده می‌کرد.همین کار تیم را عقب می‌کشاند و در صورت بدست آوردن توپ بازیکنان ایران راهی جز ارسال توپ بلند نداشتند.چرا که کانترپرس ویتنام به خوبی انجام می‌شد.



در نیمه‌ی دوم،ویتنام برای پیشگیری از گل خوردن ساختار دفاعی خود را با ۵ یا ۴ هافبک اعمال می‌کرد.این کار فضای نیمه‌ی اول را به دژاگه نمی‌داد.پس با ورود احمد نوراللهی یک تغییر آونگ مانند بوجود آمد.این بار نوراللهی عقب می‌آمد و دژاگه جلو می‌رفت.(در صورتی که در نیمه‌ی اول امیری جلوتر از دژاگه قرار می‌گرفت)

با جلو رفتن دژاگه خط دفاعی ویتنام عقب‌تر می‌رفت و فضای زیادی برای ترابی،غفوری و خود دژاگه بوجود می‌آمد.گل دوم ایران هم از همین طریق به ثمر رسید.



پاس ترابی به سردار پاسی قطری بود و دیدِ این بازیکن هم در هاف‌اسپیس دیدِ قطری و رو به دروازه.چیزی که در بازی با یمن و نیمه‌ی اول با ویتنام کمتر دیدیم.

در هر صورت تاثیر دژاگه در تیم نلی هر لحظه بیشتر نمایان می‌شود و ما باید نیم‌نگاهی به تاثیر نوراللهی در تغییر سیستم داشته باشیم.آیا وقت آن نرسیده است که با بازی دادن به جوان‌ترها در خط هافبک چالش جعبه‌ی پرنده را در هاف‌اسپیس‌ها و کانال کناری ببریم؟


سایت فوتبال آنالیز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 4 =